یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی

متن مرتبط با «شب های سرد من» در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی نوشته شده است

شب ابان

  • نیلوبلاگ

    هوايم ديگر تفاوتي با سرماي شب ابان ندارديك شب ليلا،خواب ارام از ترس گرگان ندارديخ بسته ام در xa0گورستان عشق و افسوس كسينامه اي براي من از وصل فصل بهاران ندار دمي كشد اين روزهاي سرد مرا به عالم اوهامجايي از جهان كه كائنات خانه اي در ان نداردمثل بچه اهويي زخم خورده در كاروان عشقكه در صحراي حسرت اميد بارش باران نداردشب را به روي روزهاي شيرين مي كشد فرهادهمانند فصلي كه در كتاب عشق خواهان ندارديلدا بياباني_1396/9/5ايستاگرام؛Yalda_beabani74 "تقديم به كسي كه شروع شعرم با عشق او بودو هست و خواهد بود)...

    ادامه مطلب
  • مسافر شبم

  • نیلوبلاگ

    #مسافر_شبدر سفرت اي مسافر بگو كجاي راهي؟خبر دادند در xa0حجله شب رقيب ماهيمن قديسه مادر در زاييش تصوير نگاهتافسوس خاطره اي در دل عمر كوتاهيهر شب هم بستر شبحي از جنس خيالتدر خواب شبم،اي بي وفا!.تو تنها پادشاهيدر روح خود هر لحظه تو را مي جويم وشايد از وهم سحرگاهم تو نيز اگاهيپشت كردي به من در شبي باراني و عاليشايد در كعبه عشق تو تنها نگين گمراهييلدا بياباني_1396/9/10 تقديم به تنها رفيق زندگيم.....كسي كه عزيزترينمه مثل خواهر نداشتم....خانم ثنا غفاري كه خيلي دوسش دارم........

    ادامه مطلب
  • دختري از طايفه من

  • نیلوبلاگ

    #دختر از طايفه منزندگي بي عشق قدم زدن در شعري درهم استجهان من بعد رفتن تو يك تصوير كاملا مبهم استهر شب تا اسمان مي روم و ناگهان زمين مي خورمدرد هجرانت همچون ضربه ان سنگ محكم استميروم با ياد عطر نفس هايت تا انتهاي بهشت واهيجايي كه خاطراتمان بر سرم انگار باران نم نم استمي خورد خنجر خيانت به اعماق درخت خزان زدهكس نگويد درخت نيست! فرزند حضرت ادم استكس نگويد دختري از طايفه من در شهر غمگين غزلطالب مردي از جنس غرور و خوددرگير ماتم استيلدا بياباني_1396/9/14 ...

    ادامه مطلب
  • سيب ممنوعه

  • نیلوبلاگ

    #غزل تازه#سيب ممنوعه! باغبان چه سودايي در سر دارد پاييز است و خوردنت براي او دردسر دارد قسم به اخرين فرياد مانده در حنجره عاشق اوxa0 بدون سيب ممنوعه اش قصد سفر دارد به گريه هاي تگرگ لرزان در پشت پنجره بسته به رگ هايي كه باغبان زد.اين سفر خطر دارد مي رود تا انتهاي شهر غم انگيز با پاي برهنه به باغي دگرxa0 كه اذرخش و طوفان بيشتر دارد به جان مجنون برنمي گردد به روياي قبل كابوس مرگ او را از تماشاي چشمانت ب...

    ادامه مطلب
  • تو و من

  • نیلوبلاگ

    من از تبار احساس. تو از تبار گرگ ها تو از جنس سنگي. من از جنس شيشهمن از تبار ابرها،،تو از تبار غرشxa0 تو از ديار غروري. من از ديار دردها تو ان ادم مغرور. منم ان حواي صبور تو xa0عاشق xa0بك سيب و من بيزار از زمينم بر دست تو تيشه فرهاد xa0و بر دست من xa0گوهر اشك هام تو از قوم مغول ها xa0منم له مي شوم زير پاهات تو ...

    ادامه مطلب
  • شبيه تو

  • نیلوبلاگ

    يخ بسه ام در خلوت خويش و كسي در را ارام مي زندرفته ام از خويش و كسي انگار قدم بر روي بام مي زندامشب هر كسي را شبيه تو مي بينم و با اين حال بدمي پرستم هر كسي را كه بوسه اي بر لب هام مي زندهر كسي كه شب ها با رفتنش به جاي تو مرا ازار مي دهدچايش را سرد مي نوشد و چشمكي بر رقيب هام مي زنددر را هنوز باز مي...

    ادامه مطلب
  • مرد من

  • نیلوبلاگ

    با لباس غم امده ام اين بار با تو ملاقات كنمشعر اخر را بخوانم و شاه خود را مات كنمكبودي چشمان بي ارايشم را بريزم در غزلي درد اشناعطر هوس بزنم بر تنم و عشق بي پايانم را اثبات كنممرزهاي محرميت را بشكنم و در اغوشت از جال برومدر جايگاه خود بمانم و قوانين حجله را مراعات كنمبا نفس هاي تو بند بيايد نفسم،حجل...

    ادامه مطلب
  • شب های سرد آبان

  • نیلوبلاگ

    بی تو نسیم بهاران فرقی نداشت با شب های سرد آبان طبق روال روز آخر من مانده بودم تنها زیر این باران نوشتم تا یادت بیندازم رفتی که من شاعرت شوم رویای خیس ماندی و من هم در خود فرو رفتم به سبک شاعران در فراقت گفتم لعنت به روزی که بار اول قلم به دستم دادی افسوس در خواب ناز بودی و ندانستی این خلا بعد تو ندارد دگر درمان من هم آن روزها تمنایم این بود با تو خوشبخت باشم رفتی که تنها بمانم مثل این ستاره خاموش کنج آسمان یادت میاد که گفته بودی ماندن کنار هیچ مردی زورکی نیست؟ آه.آن شب بار اول بود پیوستم به جمع...

    ادامه مطلب
  • شب را به آتش کشیدم

  • نیلوبلاگ

    صبح xa0چشم باز کردم نبود خبر از رویا تنم میلرزد که هنوز هستم بیکس و تنها بی تو این خانه سلول ترسناکی شده است دگر از پشت پنجره غم آلودش خورشید نیست پیدا گر تو خواهی وصال همین جاست نزدیک است در آغوش هم که باشیم مرگ دور است از ما چشم پر خون مرا بنگر در ایام پرتکرار جدایی مهربانم اینگونه تنها و غریبانه سفر کردن بگو چرا؟ هیچ عاشقی مثل من دیوانه و بی تاب xa0 نیست چون کسی مثل تو نیست شیدا و چشم زیبا حال چند xa0شب را نوشتم بدانی گریه از جدلیی کردم شب را به آتش کشیدم افسوس هنوز هستی آن سر به هوا ارادتمند...

    ادامه مطلب
  • ماجرای من و تو

  • نیلوبلاگ

    تو نشان بهارانی و من آن درخت زمستانم تو زیباترین گل بوستان و من شاخه عریانم در شب بی پایان بیا و گواه اشک هایم باش تو آن رود آرامی و من گرفتار طوفانم بنگر که چشمانت مرا عازم کهکشان عشق کرده است ماهروی مغرور,من در همه جا تماشاگر نامرئی دنیای توام بدون تو و چشمانت,دنیا هیچ و اهل دنیا همه هیچ من به شوق وصال تو مهمان کهکشانی در اوج آسمانم یک شب,ناجی شو و با بوسه ای از دلتنگی ها رهایم کن قسم به این آفرینش بی تو من آشوب و داغونم xa0 ارادتمند:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74...

    ادامه مطلب