
هوايم ديگر تفاوتي با سرماي شب ابان ندارديك شب ليلا،خواب ارام از ترس گرگان ندارديخ بسته ام در گورستان عشق و افسوس كسينامه اي براي من از وصل فصل بهاران ندار دمي كشد اين روزهاي سرد مرا به عالم اوهامجايي از جهان كه كائنات خانه اي در ان نداردمثل بچه اهويي زخم خورده در كاروان عشقكه در صحراي حسرت اميد بارش باران نداردشب را به روي روزهاي شيرين مي كشد فرهادهمانند فصلي كه در كتاب عشق خواهان ندارديلدا بياباني_1396/9/5ايستاگرام؛Yalda_beabani74 "تقديم به كسي كه شروع شعرم با عشق او بودو هست و خواهد بود)...
ادامه مطلب
#مسافر_شبدر سفرت اي مسافر بگو كجاي راهي؟خبر دادند در حجله شب رقيب ماهيمن قديسه مادر در زاييش تصوير نگاهتافسوس خاطره اي در دل عمر كوتاهيهر شب هم بستر شبحي از جنس خيالتدر خواب شبم،اي بي وفا!.تو تنها پادشاهيدر روح خود هر لحظه تو را مي جويم وشايد از وهم سحرگاهم تو نيز اگاهيپشت كردي به من در شبي باراني و عاليشايد در كعبه عشق تو تنها نگين گمراهييلدا بياباني_1396/9/10 تقديم به تنها رفيق زندگيم.....كسي كه عزيزترينمه مثل خواهر نداشتم....خانم ثنا غفاري كه خيلي دوسش دارم........
ادامه مطلب
#دختر از طايفه منزندگي بي عشق قدم زدن در شعري درهم استجهان من بعد رفتن تو يك تصوير كاملا مبهم استهر شب تا اسمان مي روم و ناگهان زمين مي خورمدرد هجرانت همچون ضربه ان سنگ محكم استميروم با ياد عطر نفس هايت تا انتهاي بهشت واهيجايي كه خاطراتمان بر سرم انگار باران نم نم استمي خورد خنجر خيانت به اعماق درخت خزان زدهكس نگويد درخت نيست! فرزند حضرت ادم استكس نگويد دختري از طايفه من در شهر غمگين غزلطالب مردي از جنس غرور و خوددرگير ماتم استيلدا بياباني_1396/9/14 ...
ادامه مطلب
#غزل تازه#سيب ممنوعه! باغبان چه سودايي در سر دارد پاييز است و خوردنت براي او دردسر دارد قسم به اخرين فرياد مانده در حنجره عاشق او بدون سيب ممنوعه اش قصد سفر دارد به گريه هاي تگرگ لرزان در پشت پنجره بسته به رگ هايي كه باغبان زد.اين سفر خطر دارد مي رود تا انتهاي شهر غم انگيز با پاي برهنه به باغي دگر كه اذرخش و طوفان بيشتر دارد به جان مجنون برنمي گردد به روياي قبل كابوس مرگ او را از تماشاي چشمانت ب...
ادامه مطلب
من از تبار احساس. تو از تبار گرگ ها تو از جنس سنگي. من از جنس شيشهمن از تبار ابرها،،تو از تبار غرش تو از ديار غروري. من از ديار دردها تو ان ادم مغرور. منم ان حواي صبور تو عاشق بك سيب و من بيزار از زمينم بر دست تو تيشه فرهاد و بر دست من گوهر اشك هام تو از قوم مغول ها منم له مي شوم زير پاهات تو ...
ادامه مطلب
يخ بسه ام در خلوت خويش و كسي در را ارام مي زندرفته ام از خويش و كسي انگار قدم بر روي بام مي زندامشب هر كسي را شبيه تو مي بينم و با اين حال بدمي پرستم هر كسي را كه بوسه اي بر لب هام مي زندهر كسي كه شب ها با رفتنش به جاي تو مرا ازار مي دهدچايش را سرد مي نوشد و چشمكي بر رقيب هام مي زنددر را هنوز باز مي...
ادامه مطلب
با لباس غم امده ام اين بار با تو ملاقات كنمشعر اخر را بخوانم و شاه خود را مات كنمكبودي چشمان بي ارايشم را بريزم در غزلي درد اشناعطر هوس بزنم بر تنم و عشق بي پايانم را اثبات كنممرزهاي محرميت را بشكنم و در اغوشت از جال برومدر جايگاه خود بمانم و قوانين حجله را مراعات كنمبا نفس هاي تو بند بيايد نفسم،حجل...
ادامه مطلب
بی تو نسیم بهاران فرقی نداشت با شب های سرد آبان طبق روال روز آخر من مانده بودم تنها زیر این باران نوشتم تا یادت بیندازم رفتی که من شاعرت شوم رویای خیس ماندی و من هم در خود فرو رفتم به سبک شاعران در فراقت گفتم لعنت به روزی که بار اول قلم به دستم دادی افسوس در خواب ناز بودی و ندانستی این خلا بعد تو ندارد دگر درمان من هم آن روزها تمنایم این بود با تو خوشبخت باشم رفتی که تنها بمانم مثل این ستاره خاموش کنج آسمان یادت میاد که گفته بودی ماندن کنار هیچ مردی زورکی نیست؟ آه.آن شب بار اول بود پیوستم به جمع شراب خواران برنگرد...تو بودی که جرات ندادی بگویم بی تو میمیرم ...
ادامه مطلب
صبح چشم باز کردم نبود خبر از رویا تنم میلرزد که هنوز هستم بیکس و تنها بی تو این خانه سلول ترسناکی شده است دگر از پشت پنجره غم آلودش خورشید نیست پیدا گر تو خواهی وصال همین جاست نزدیک است در آغوش هم که باشیم مرگ دور است از ما چشم پر خون مرا بنگر در ایام پرتکرار جدایی مهربانم اینگونه تنها و غریبانه سفر کردن بگو چرا؟ هیچ عاشقی مثل من دیوانه و بی تاب نیست چون کسی مثل تو نیست شیدا و چشم زیبا حال چند شب را نوشتم بدانی گریه از جدلیی کردم شب را به آتش کشیدم افسوس هنوز هستی آن سر به هوا ارادتمند:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74 ...
ادامه مطلب
تو نشان بهارانی و من آن درخت زمستانم تو زیباترین گل بوستان و من شاخه عریانم در شب بی پایان بیا و گواه اشک هایم باش تو آن رود آرامی و من گرفتار طوفانم بنگر که چشمانت مرا عازم کهکشان عشق کرده است ماهروی مغرور,من در همه جا تماشاگر نامرئی دنیای توام بدون تو و چشمانت,دنیا هیچ و اهل دنیا همه هیچ من به شوق وصال تو مهمان کهکشانی در اوج آسمانم یک شب,ناجی شو و با بوسه ای از دلتنگی ها رهایم کن قسم به این آفرینش بی تو من آشوب و داغونم ارادتمند:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74...
ادامه مطلب