#غزل تازه#
سيب ممنوعه! باغبان چه سودايي در سر دارد
پاييز است و خوردنت براي او دردسر دارد
قسم به اخرين فرياد مانده در حنجره عاشق
او بدون سيب ممنوعه اش قصد سفر دارد
به گريه هاي تگرگ لرزان در پشت پنجره بسته
به رگ هايي كه باغبان زد.اين سفر خطر دارد
مي رود تا انتهاي شهر غم انگيز با پاي برهنه
به باغي دگر كه اذرخش و طوفان بيشتر دارد
به جان مجنون برنمي گردد به روياي قبل كابوس
مرگ او را از تماشاي چشمانت بر حذر دارد
يلدا بياباني_1396/6/7
یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81