روزي در زندگي خواهد امد كه حتي با ديدن يك عكس قديمي ،هر انچه را كه باور كرده ايم ازان ماست به گذشته اي تلخ مي فروشيم.....
چشمان خود را براي مدت اندكي در اوج غم مي بنديم و به غار تنهايي خود فرو مي رويم .تا مبادا كسي از هواي درونمان اگاه شود انگاه خود را مانند كودكي تصور مي كنيم كه نگاهش را از چشمان تيز عقاب مي دزد.....
لحظه مرگباريست وقتي تن زخمي خويش را زير ويرانه هاي گذشته درمي يابيم.....اما نه مرگي اسان و كودكانه....
در ان لحظات كه جز خلا و پوچي هيچ بر ما حاكم نيست پر طاووسي عاشق مي تواند ارام بخش روح و جانمان باشد.....و چه سخت است تحمل اين واقعيت كه نه ما ان كودك ديروز هستيم و نه پرطاووس عاشقي باوفا مانند مادر روح و تن زخميمان را نوازش مي كند....
يلدا بياباني_1396/9/28
ميان سرگيجه و توهمات و بي خوابي هاي شبانه.تقديم به همه عاشقان
یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 48
تاريخ: شنبه
16 دی
1396 ساعت: 23:31