
#غزل تازه#سيب ممنوعه! باغبان چه سودايي در سر دارد پاييز است و خوردنت براي او دردسر دارد قسم به اخرين فرياد مانده در حنجره عاشق او بدون سيب ممنوعه اش قصد سفر دارد به گريه هاي تگرگ لرزان در پشت پنجره بسته به رگ هايي كه باغبان زد.اين سفر خطر دارد مي رود تا انتهاي شهر غم انگيز با پاي برهنه به باغي دگر كه اذرخش و طوفان بيشتر دارد به جان مجنون برنمي گردد به روياي قبل كابوس مرگ او را از تماشاي چشمانت ب...
ادامه مطلب
سخت است باور پایان تلخ داستان قدم زدن به تنهایی در مردادی شبیه زمستان این روزها پر است کافه های بی کسی عجب!نوری ندارد در شب چراغ روشن توی خیابان سخت است برای عاشقان تحمل بوی بد خیانت در شهر محال است قیاس عشق های امروز و افسانه های دیروز عاشقان مجوز بده امروز بریزم قطره ای از آب دریای درد را بر روی کاغذ محبوب من شنیدنی است زحه های عاشقت پشت درهای بسته تیمارستان با سپاس از حضور سبزتان:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74...
ادامه مطلب