
#دختر از طايفه منزندگي بي عشق قدم زدن در شعري درهم استجهان من بعد رفتن تو يك تصوير كاملا مبهم استهر شب تا اسمان مي روم و ناگهان زمين مي خورمدرد هجرانت همچون ضربه ان سنگ محكم استميروم با ياد عطر نفس هايت تا انتهاي بهشت واهيجايي كه خاطراتمان بر سرم انگار باران نم نم استمي خورد خنجر خيانت به اعماق درخت خزان زدهكس نگويد درخت نيست! فرزند حضرت ادم استكس نگويد دختري از طايفه من در شهر غمگين غزلطالب مردي از جنس غرور و خوددرگير ماتم استيلدا بياباني_1396/9/14 ...
ادامه مطلب
#غزل تازه#سيب ممنوعه! باغبان چه سودايي در سر دارد پاييز است و خوردنت براي او دردسر دارد قسم به اخرين فرياد مانده در حنجره عاشق اوxa0 بدون سيب ممنوعه اش قصد سفر دارد به گريه هاي تگرگ لرزان در پشت پنجره بسته به رگ هايي كه باغبان زد.اين سفر خطر دارد مي رود تا انتهاي شهر غم انگيز با پاي برهنه به باغي دگرxa0 كه اذرخش و طوفان بيشتر دارد به جان مجنون برنمي گردد به روياي قبل كابوس مرگ او را از تماشاي چشمانت ب...
ادامه مطلب
من از تبار احساس. تو از تبار گرگ ها تو از جنس سنگي. من از جنس شيشهمن از تبار ابرها،،تو از تبار غرشxa0 تو از ديار غروري. من از ديار دردها تو ان ادم مغرور. منم ان حواي صبور تو xa0عاشق xa0بك سيب و من بيزار از زمينم بر دست تو تيشه فرهاد xa0و بر دست من xa0گوهر اشك هام تو از قوم مغول ها xa0منم له مي شوم زير پاهات تو ...
ادامه مطلب
با لباس غم امده ام اين بار با تو ملاقات كنمشعر اخر را بخوانم و شاه خود را مات كنمكبودي چشمان بي ارايشم را بريزم در غزلي درد اشناعطر هوس بزنم بر تنم و عشق بي پايانم را اثبات كنممرزهاي محرميت را بشكنم و در اغوشت از جال برومدر جايگاه خود بمانم و قوانين حجله را مراعات كنمبا نفس هاي تو بند بيايد نفسم،حجل...
ادامه مطلب
سخت است باور پایان تلخ داستان قدم زدن به تنهایی در مردادی شبیه زمستان این روزها پر است کافه های بی کسی عجب!نوری ندارد در شب چراغ روشن توی خیابان سخت است برای عاشقان تحمل بوی بد خیانت در شهر محال است قیاس عشق های امروز و افسانه های دیروز عاشقان مجوز بده امروز xa0بریزم قطره ای از آب دریای درد را بر روی کاغذxa0 محبوب من شنیدنی است زحه های عاشقت پشت درهای بسته تیمارستان با سپاس از حضور سبزتان:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74...
ادامه مطلب
تو نشان بهارانی و من آن درخت زمستانم تو زیباترین گل بوستان و من شاخه عریانم در شب بی پایان بیا و گواه اشک هایم باش تو آن رود آرامی و من گرفتار طوفانم بنگر که چشمانت مرا عازم کهکشان عشق کرده است ماهروی مغرور,من در همه جا تماشاگر نامرئی دنیای توام بدون تو و چشمانت,دنیا هیچ و اهل دنیا همه هیچ من به شوق وصال تو مهمان کهکشانی در اوج آسمانم یک شب,ناجی شو و با بوسه ای از دلتنگی ها رهایم کن قسم به این آفرینش بی تو من آشوب و داغونم xa0 ارادتمند:یلدا بیابانی Instagram:Yalda-bn74...
ادامه مطلب