گاهي بايد رفت.....از جاده هاي بي انتها خاطرات تا به لامكان رسيد......گاهي سوگوار بايد بود در غم از دست دادن تمام خوشبختي هايي كه مي شد مال تو باشد اما نشد......گاهي بايد زنده ماند بخاطر ان هايي كه روزي زنده بودنت را مي خواستند و امروز حتي تحمل ديدنت را هم ندارند......گاهي بايد پذيرفت ويرانه هايي كه ديگران به جا مي گذارند از دستان ظريف ديگري مرمت را نمي پذيرند......گاهي بايد رفت......رفت به هيچستاني كه سال ها انتظارت را كشيده است.....گاهي بايد با اجبار پذيرفت زندگي قصه اخراج از شهر خداست.....زندگي اگر اسان بود با گريه اغاز نمي شد......
يلدا بياباني_1396/9/17
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25