خرید بک لینک

#دلنوشته#

هزارانسالهماگربگذرددرپشتاينويرانههاخاطرهاينهانوجودداردبهدردناكيتمامرنجهايتاريخ. پشتدرهايبستههنوززنيبيقراراراماشكميريزدبرايوصال تمامخوشبختيهاييكهرقيبشازاوگرفت. حالاكهرفتهايوخواستنونرسيدنبرايمعادتشدهاست. حالاكهبهزندگيدركويرخشكوبدونگلعقاقيعادتكرده اموشميمعشقفرسنگهاازمندورشدهاست. حالاكهلباستنهاييپوشيدهامواكنونوهمينلحظهكهاسمانازغرشودرياازتلاطمايستادهاست،منتظر هيچ معجزهزاينيستم. حالااعترافهايمنازجنساعترافهايشاعرانهاستنهعاشقانه. اعترافبهاينكهشبهاشانههايتنهايياراممكرد. رويتختخوابم بابيكسيهاهماغوششدم. بهچشمانتيرهاسمانبهجايچشمانتوخيرهشدموحرفهاييكهدرگوشتبايدميگفتمبهگوشهزاراننفر رساندم. امروزارامودراندرونيهايبيروزنكسيرابه اعدام محكومميكنم.

كهسالهابعدازمرگبازهمكسي

راندارد كهزيرخاكدفنشكند. اينروحراكههنوزمبتلايتوستپايطنابدارميبرم. بارهااگربميرمبازهمدفننخواهمشد. اري....مندستپروردهبيرحميهايتقديرهستمكهديگرهراسهايكوچكاوراازخوابزمستانيبيدارنخواهدكرد.

يلدابياباني. 96/4/10

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 19:06

صفحه بندی