در خزان سرد چشمانت منم مثل ديوانه
كه خود را حبس كرده در شب پشت ويرانه
كسي كه از نگاهش قطره اي درد ميچكد
كسي كه مي مي نوشد دور از ميخانه
در اوج بي كسي ها مي رقصد با ساز تو
در مستي باز هم شراب ميريزد به پيمانه
كسي كه با سوختن شمع توي چشمانت
بال هاي تنش مي ريزد يكباره مثل پروانه
كسي كه خود را مي بازد به هوس هايت
زني بيمار كه موهايش مي ريزد روي شانه
يلدا بياباني_1396/3/1 یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 5:14