چه کردم با تو که چنین مرا از خود میرانی؟
شب هایم پر شده از حسرت بودن در بهشت آغوشت
نگاه کن! تو از تمنای چشمانم چه بی رحمانه گریزانی؟
من لرزانم از ترس شبخون رقیب برای دیدن چشمانت
تو آنگه برای دیدن یارت منتظر در این کوچه و خیابانی
نشد با بوسه ای مست و آرام شبی در بهشتت مهمانم کنی
با نگاه های مغرور و مردانه ات بگویی در فراق من توهم پریشانی
امشب باز دلتنگ مستانگی با باده ای از لبهای تو هستم
افسوس تو با بی وفایی رفته بودی دریغ از اندکی پشیمانی
ارادتمند:یلدا بیابانی
Instagram:Yalda_bn74
یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 28