از کوچه های دیروز که رهگذر بودی در آن نمیکنی یاد
بی وفا نگفتی با چه انگیزه ای در پاییز چشمانت قلم بزنم؟
آری این لیلا را با گرمای چشمانت میکشیدی تا انتهای غزل آباد
پرنده بی بال و پرم که مانده ام تنها در این شهر لعنتی
این نامه خیس کی به تو میرسد با طوفان عشق و تندی این باد؟
بنگر که در دفترم تو را پرستوی عاشق نقاشی کرده ام
افسوس خودت فراموش کرده ای که هستی زاده ماه خرداد
با تشکر:یلدا بیابانی
یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...
ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب: هوای چشمانم بارانیست,هوای چشمانم, نویسنده: بازدید: 33