ماه خون است و ماه عزا.این ایام را به شما خوبان تسلیت عرض میکنم.ممنون بابت ایمیل هاتون و ممنونم بابت حمایتتان.
یه عده ای از دوستان اشاره داشتن که چرا از خودم تو وبلاگ مطلب نمیزارم.خب عزیزان نوشته های هر شاعری حال خودش رو بیان میکنه.نشان به آن نشان که شهریار با عشقش شهریار شد.
شاید سکوت در مقابل جفای روزگار بهترین سخن باشد.به یاد روزهایی که گذشت و به احترام عشق پاکی که لمس نشد و همیشه دردهایش برایم سر مگو شد سکوووتی میکنم تا لحظه ای که نفس یاری کند.دردهای نهان این قلب در سینه را شاید جز خاک کسی نتواند بشنود
و اینم جواب سوال یکی از دوستان"ن-م" در ایمیل:
سوال ایشان: عشق را به چه چیزی تشبیه میکنید؟
پاسخ بنده: عشق بیماری است مانند سرطان
.اول نهان است بعد بدتر میشود و آشکار.از درد شب ها چشمانت خواب را لمس نمیکند.ناامیدی و در اوج اشک های شبانه ات که جز خدا و دیوارهای اتاقت کسی آن را نمیبیند دو ساعت میخوابی.صبح میشود متوجه ریزش موهایت و کبودی زیر چشمانت میشوی.هر لحظه منتظری.منتظر یک پایان.یا پایان غصه هایت با یک معجزه یا پایان عمرت......این است قصه هر روز یک عاشق.
در این ماه عزیز که قلب در سینه به عشق ابا عبد الله میتپد اگر اشکی بر چشمانتان جاری شد دعایم کنید.موفق باشید.
یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی...ما را در سایت یلدا بیابانی دانشجو روانشناسی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 4